الشيخ ناصر مكارم الشيرازي
301
پيام امام امير المومنين ( ع ) ( فارسى )
و يا بعد از امام به خلافت مسلمانان منصوب گردد براى هميشه مأيوس مىسازد . نصر بن مزاحم در صفين مىنويسد هنگامى كه نمايندهء على بن ابىطالب « جرير بن عبد اللَّه » به شام نزد معاويه رفت تا براى آن حضرت بيعت بگيرد ، معاويه به منزل جرير آمد گفت : من فكرى كردهام . جرير گفت : بگو ببينم . گفت : به على بنويس كه حكومت شام و مصر را در اختيار من بگذارد و هنگامى كه وفات او فرا رسد بيعت هيچ كس را بعد از خودش بر گردن من ننهد . در اين صورت من تسليم او مىشوم و مىنويسم كه خلافت حق اوست . جرير گفت : آنچه مىخواهى بنويس من هم مىنويسم . معاويه اين مطلب را خدمت على عليه السلام نوشت ( و با نامهء جرير به خدمت على عليه السلام فرستادند ) امام در پاسخ به جرير مرقوم داشت كه پيش از اين « مغيرة بن شعبه » نيز چنين پيشنهادى را به من كرده بود كه حكومت شام را به معاويه دهم . اين در هنگامى بود كه من در مدينه بودم من خوددارى كردم و اميدوارم كه خداوند هرگز مرا چنان نبيند كه گمراهان را ياور خود انتخاب كرده باشم . « 1 » آنگاه امام عليه السلام در سخن نهايى خود به معاويه هشدار مىدهد مىفرمايد : « از هم اكنون تا دير نشده خود را درياب و براى خويشتن چارهانديش ، زيرا اگر كوتاهى كنى تا زمانى كه بندگان خدا ( و لشكريان حق ) به سوى تو به پا خيزند درهاى چاره به رويت بسته خواهد شد و چيزى كه امروز از تو قبول مىشود آن روز مقبول نخواهد بود . و السلام » ؛ ( فَمِنَ الآْنَ فَتَدَارَكْ نَفْسَكَ ، وَانْظُرْ لَهَا ، فَإِنَّكَ إِنْ فَرَّطْتَ حَتَّى يَنْهَدَ « 2 » إِلَيْكَ عِبَادُاللَّهِ أُرْتِجَتْ « 3 » عَلَيْكَ الْأُمُورُ ، وَمُنِعْتَ أَمْراً هُوَ مِنْكَ الْيَوْمَ مَقْبُولٌ ، وَالسَّلَامُ ) . امام اين نصيحت مشفقانه را به معاويه مىكند كه تا دير نشده از خواب غفلت
--> ( 1 ) . صفين ، ص 52 با اندكى تلخيص ( 2 ) . « يَنْهد » از ريشهء « نهود » بر وزن « صعود » به معناى برآمدن ، بلند شدن و برخاستن گرفته شده است ( 3 ) . « أُرْتِجَت » از ريشهء « ارتاج » و « رَتْج » بر وزن « رنج » به معناى غفل كردن و بستن گرفته شده است